الشيخ المنتظري

166

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

خطاب به مردم بصره ايراد كرده فرمودند : « كنتم جند المرأة ، و اتباع البهيمة » شما مردم بصره ارتش يك زن شده بوديد و پيروان يك چهارپا . اين بهيمه كه منظور شتر عايشه است به حدّى محور بود كه تا مادامى كه شتر زنده بود آنها استقامت داشتند . حضرت على ديد تا اين شتر در صحنه است مسلمانها كشته مى دهند ، براى حضرت فرقى نداشت كه از چه طرف كشته مىشود ، زيرا هر دو طرف مسلمان بودند ، لذا حضرت فرمود : « ويلكم اعقروا الجمل فانّه شيطان ، اعقروه و الاّ فنيت العرب » ( 1 ) شتر را پى كنيد ، اين شتر شيطان است ، شتر را پى كنيد و گرنه همه عرب كشته مى شوند . در شرح نهج البلاغه مرحوم خوئى آمده : وقتى كه شتر را پى كردند و يك پايش را قطع كردند يكى از افراد بنى ضبّه به جاى پاى شتر زير شتر قرار گرفت ، تا اين كه بالاخره پاى ديگر شتر را قطع كردند و بر زمين افتاد ، حضرت فرمود جسدش را آتش بزنيد و خاكسترش را بر باد دهيد كه اين شتر مايه فساد است ، وقتى اين كار را انجام دادند حضرت فرمود : « لعنه اللّه من دابّة فما اشبهه بعجل بنى اسرائيل » ( 2 ) خداوند لعنت كند اين حيوان را كه چقدر شباهت به گوساله بنى اسرائيل دارد ! آن گوساله يك صدايى كرد و همه آن را پرستيدند ، حضرت موسى دستور داد گوساله را با اين كه از طلا بود سوزاندند و خاكسترش را به دريا ريختند . آيه قرآن مى گويد موسى خطاب به سامرى گفت : ( و انظر الى الهك الّذى ظلت عليه عاكفاً لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفاً ) ( 3 ) ببين اين خدايى را كه تو دارى و در خدمتش ايستاده اى مى سوزانيم و خاكسترش را به دريا مى ريزيم ، اگر جنازه اش مى ماند ممكن بود در آينده قداستى پيدا كند و محور تشكيلاتى براى مبارزه قرار گيرد ;

--> 1 - منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 190 2 - منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 191 ; و شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 266 3 - سوره طه ، آيه 97